شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
320
نفثة المصدور ( فارسى )
( 423 ) - ص 99 س 11 و 12 كوه بر مثال مجرمان با تيغ . . . الخ مشابه است با مضمون اين دو بيت : اين زمان كز حد شدست آسيبِ دستاندازِ دَى * برف نبود آنچه مىبينى بتيغِ كوهسار كوه با تيغ و كفن در عُذرخواهى آمده * بر دَرِ شاهِ خراسان حُجَّتِ پروردگار أشرف ، بنقل « بهار عجم » ذيل : « با تيغ و كفن در عذرخواهى آمدن » . ( 424 ) - ص 100 س 1 و 2 پيش از آنكه تاتار در اين ديار بر ما سحر خورد . . . الخ موهم است به تعبير « شام خوردن » بر دشمن پيش از آنكه وى فرصت « سحر خوردن » يا « چاشت خوردن » يابد . و مراد از آن [ صرفنظر از ايهام تناسبى كه در اين مورد ميان شام ( : غذايى كه در شب خورند ) و سرزمين شام ، موجود است ] اينكه : در كار دشمن و دفع او هوشيار مىبايد بود و در جنگ و حيلت بر وى پيشى مىبايد گرفت و پيش از آنكه او فرصت گزند يابد مادّت فساد وى قلع مىبايد كرد . اين تعبير در آثار بزرگان ادب فارسى به صورت « چاشت دادن » بر دشمن ، پيش از آنكه وى مجال « شام خوردن » يابد ، نيز به نظر رسيده ، چنان كه در « تاريخ جهانگشاى جوينى » ج 2 ص 33 س 12 و 13 آمده است : « . . . و پيش از آنكه اهل بغداد شام خورند وزير را چاشتى چاشنى بدادند . . . الخ » . استاد مينوى در « كليله و دمنه » ص 95 ، ضمن حاشيهء شمارهء 12 ، ناظر بعبارت « . . . پيش از آنكه خصم فرصت چاشت بيابد براى او شامى گواران سازد . . . » چنين إفاده فرمودهاند : « . . . اين تعبير . . . در عربى نيز مستعمل است و محتمل است كه از آن زبان به فارسى منتقل شده باشد . در « مروج الذّهب » در احوال كرمان و اخبار حجّاج با عبد الرّحمن بن الأشعث آمده است كه : نغد بالحجّاج